اگر خدا جسم نیست، چگونه می‌تواند سخن بگوید؟

م. هدا / دانشجو / ۱۹ ساله / تهران

 با سلام
در قرآن آمده است که خدا با حضرت موسی صحبت کرد در حالی که خدا جسم نیست.
چگونه چنین چیزی ممکن است؟

* * *

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: پس بشارت ده به بندگان من، آنان‌که به سخن گوش فرا مى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏‌کنند،

اینان کسانی هستند که خدا هدایتشان می‌کند و اینان همان خردمندانند.

و امام صادق علیه‌السلام امر فرمودند: دین را خوب بفهمید زیرا هر که دین را خوب نفهمد مانند اعرابی است.

آقا یا خانم «م.هدا»

سلام علیکم و رحمه الله

امیدوارم همواره در امور خود موفق بوده و چنان کنید که موجب رضایت حق تعالی باشد.

سوال فرموده بودید که «در قرآن آمده است که خدا با حضرت موسی صحبت کرد در حالی که خدا جسم نیست. چگونه چنین چیزی ممکن است؟»

در ابتدا باید عرض کنم که هم عقلا و هم نقلا به طور یقین خدا جسم نیست. نقلا به جهت آیات مختلف و روایات متعدد که موجود است و عقلا به این جهت که هر جسمی محدود است و محدود قابلیت خدایی ندارد.

اما این که خداوند چگونه می‌تواند با حضرت موسی (کلم الله موسی تکلیما) یا بعضی دیگر از پیامبران (منهم من کلم الله) گفتگو کند را نیز می توان به دو روش عقلی و نقلی پاسخ داد.

در ابتدا لازم است وحی را از یک دیدگاه به چند دسته تقسیم کنیم که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارد:

دسته اول: وحی به واسطه تکلم بی‌واسطه خداوند مانند آن‌چه شما سوال کرده‌اید.

دسته دوم: وحی به واسطه فرشتگان که خود بر چند دسته تقسیم می‌شود.

دسته سوم: وحی به واسطه خواب مانند خواب حضرت ابراهیم درباره ذبح فرزندشان، اسماعیل.

دسته چهارم: وحی به واسطه الهام الهی.

خداوند متعال نیز در قرآن (آیه ۵۱ سورع زمر) می‌فرماید: و هیچ بشرى را نرسد که خدا با او سخن گوید جز (از راه) وحى یا از فراسوى حجابى، یا فرستاده‏اى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحى نماید. آرى، اوست بلندمرتبه سنجیده‏کار.

در دسته اول که مورد نظر شماست، از ظاهر آیات و روایات ذیل آن بر می‌آید که این نوع از وحی به هیچ عنوان شامل انواع بعدی نشده و خداوند متعال بی‌واسطه با پیامبر مورد نظر خود تکلم فرموده است.

اما این که این امر چگونه امکان‌پذیر است، لازم است ابتدا ببینیم که فعل شنیدن در انسان چگونه رخ می‌دهد.

آن‌گونه که متخصصین این امر می‌گویند، بر اثر تحریک یک محرک، امواج به حرکت در آمده و اگر این امواج به حرکت درآمده در دامنه خاصی باشند (که این دامنه برای موجودات مختلف متفاوت است)، موجب تحریک یک‌سری از اعضای درون گوش شده و این تحریک خود موجب تحریک اعصابی می‌شوند که ماموریت انتقال پیام‌های مربوطه به مغز را دارند که پس از آنالیز پیام‌ها توسط مغز نهایتا فعل شنیدن رخ می‌دهد.

پس شنیدن به معنای متعارف آن در انسان اقلا از سه راه امکان پذیر است:

۱- به حرکت درآمدن امواج در دامنه‌ای که گوش انسان توانایی درک آن را دارد.

۲- تحریک اعضای درون گوش.

۳- تحریک اعصاب مربوطه.

هر یک از سه روش فوق به هر شکلی که انجام پذیرد، عمل شنیدن رخ خواهد داد. یعنی مهم نیست که چه چیزی موجب به حرکت درآمدن امواج می‌شود، حنجره انسان باشد یا هر موجود دیگری، برخورد دو جسم به یک‌دیگر باشد یا . . .

حال خداوند که خالق همه چیز است می‌تواند به تقدیر الهی خود حد اقل از یکی از روش‌های سه‌گانه بالا، می‌تواند با پیامبران تکلم کند. یعنی یا به قدرت الهی خود، موجب حرکت امواج شده یا بی‌واسطه اعضای درون گوش را تحریک کرده و یا مستقیما موجب تحریک اعصاب مربوطه شود و در همه این موارد فعل شنیدن به معنای متعارف آن رخ داده است و پیامبر خدا کلامی را می‌شنود که از جانب هیچ موجود مخلوقی نبست و بی‌واسطه از جانب خداوند متعال است.

گروه تحقیقاتی علوم و معارف اسلامی احتجاج

سلسله مباحثات استاد ریاحی

کتاب‌خانه قرآن و حدیث مؤسسه

فهرست درختی سایت

باز کردن همه | بستن همه