فرازهایی از کتاب حماسه حسینی (قسمت بیست و هشتم)
* فصل پنجم. شعارهای عاشورا
عنوان بحث من «شعارهای عاشورا» است . . .
یکی درباره شعارهایی که وجود مقدس اباعبدالله الحسین علیهالسلام و اهل بیت و اصحاب آن حضرت در روز عاشورا ابراز کردند و دیگر . . . درباره شعاربودن عاشورا برای ما مردم شیعه . . .
کلمه «شعار» در اصل عبارت بوده است از شعرها یا نثرهایی که در جنگها میخواندند. افراد که در میدان جنگ وارد میشدند، هر دستهای شعار بالخصوصی داشت . . . جملهای را انتخاب میکردند که در حین جنگ احیانا آن را تکرار میکردند و شعار میدادند برای اینکه دانسته بشود که این، جزء لشکر مثلا «الف» است و آن که شعار دیگری داشت جزء لشکر مثلا «ب» است . . .
از چیزهایی که ما در عاشورا زیاد میبینیم، مسأله شعار است . . .
اباعبدالله علیهالسلام در روز عاشورا شعارهای زیادی داده است که در آنها روح نهضت خودش را مشخص کرده که من برای چه میجنگم، چرا تسلیم نمیشوم، چرا آمدهام که تا آخرین قطره خون خودم را بریزم؟ . . .
ائمه ما یکی پس از دیگری آمدند و دستور دادند که عاشورا را باید زنده نگه داشت . . . عاشورا شعار شیعه شده است . . .
. . .
باید دید شعارهای حسین بن علی در روز عاشورا چیست. همین شعارها بود که اسلام را زنده کرد . . . شعارهای اباعبدالله بود که این پردهها را پاره کرد و از میان برد.
ما در عاشورا دو نوع شعار میبینیم. یک نوع شعارهایی است که فقط معرف شخص است . . . ولی شعارهای دیگری است که علاوه بر معرفی شخص، معرف فکر هم هست، معرف احساس است، معرف نظر و ایده است و اینها را ما در روز عاشورا زیاد میبینیم . . .
* شعارهای اباعبدالله علیهالسلام
اباعبدالله در مقام افتخار، خیلی تکیه میکرد روی پدرش علی مرتضی. البته به اعتبار جدش هم افتخار میکرد . . . با اینکه آنها که در آنجا بودند دشمنان علی بودند ولی مدعی بودند که ما امت پیغمبر هستیم. امام حسین کوشش داشت که افتخارش را به علی مرتضی رسما بیان کرده باشد.
اشعاری که اباعبدالله در روز عاشورا خواندهاند، خیلی مختلف است . . .
الموت اولی من رکوب العار
والعار اولی من دخول النار
نزد من، مرگ از ننگ ذلت و پستی بهتر و عزیزتر و محبوبتر است. اسم این شعار را باید گذاشت شعار آزادی، شعار عزت . . .
خطبهای دارد اباعبدالله در روز عاشورا . . . اینقدر داغ است! آیا این جملهها شوخی است: «الا و ان الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین بین السله والذله، و هیهات منا الذله»؟! . . .
«هیهات منا الذله»، حسین تن به خواری بدهد؟! . . . من روی دامن پیغمبر بزرگ شدهام، روی دامن علی مرتضی بزرگ شدهام، من از پستان فاطمه شیر خوردهام . . . «هیهات منا الذله» . . . شعار حسین در روز عاشورا از این تیپ است . . .
* فلسفه عاشورا
پس اگر از ما بپرسند شما در روز عاشورا که دائما حسین حسین میکنید و به سر خودتان میزنید، چه میخواهید بگویید؟ . . . باید بگوییم عاشورا روز تجدید حیات ما است. در این روز میخواهیم در کوثر حسینی شستشو کنیم، تجدید حیات کنیم، روح خودمان را شستشو بدهیم، خودمان را زنده کنیم، از نو مبادی و مبانی اسلام را بیاموزیم، روح اسلام را از نو به خودمان تزریق کنیم . . .
این فلسفه عاشوراست، نه گناه کردن و بعد به نام حسین بن علی بخشیده شدن! . . .
پس این است مکتب عاشورا و محتوای شعارهای عاشورا. شعارهای ما در مجالس، در تکیهها و در دستهها باید محیی باشد نه . . . مخدر، باید زنده کننده باشد نه بی حس کننده. اگر بیحس کننده باشد، نه تنها اجر و پاداشی نخواهیم داشت بلکه ما را از حسین علیهالسلام دور میکند . . .
شعارهایی که اصحاب اباعبدالله میدادند، شعارهای عجیبی است . . .
قوت قلب اباعبدالله علیهالسلام
شجاعت و قوت قلبی که اباعبدالله در روز عاشورا از خود نشان داد، همه [شجاعان] را فراموشاند . . . راوی گفت . . . به خدا قسم در شگفت بودم که . . . این چه دلی بود، چه قوت قلبی بود؟! . . .
. . . طبق همه تواریخ، کسی جرأت نکرد تن به تن با اباعبدالله بجنگد . . .
آن وقت جنگی که از طرف آنها نامردی بود شروع شد. سنگ پرانی، تیراندازی.
جمعیتی در حدود سی هزار نفر میخواهند یک نفر را بکشند . . .
یکی از علل اینکه تفسیرهای مختلفی درباره این حادثه شده و احیانا سوء استفادههایی از این حادثه عظیم و بزرگ شده است، پیچیدگی این داستان است از نظر عناصری که در به وجود آمدن این حادثه مؤثر بودهاند. . . بدون اینکه اساسا توجهی به این مسأله بکند که مردم کوفه از او بیعت خواستهاند، او را دعوت کردهاند یا نکردهاند، از اوضاع زمان و وضع حکومت وقت انتقاد میکند، شیوع فساد را متذکر میشود، تغییر ماهیت اسلام را یادآوری میکند، حلال شدن حرامها و حرام شدن حلالها را بیان مینماید . . .
حقیقت مطلب این است که همه این عوامل، مؤثر و دخیل بوده است . . .
پارهای از عکس العملها و عملهای امام براساس امتناع از بیعت است، پارهای از تصمیمات امام براساس دعوت مردم کوفه است و پارهای براساس مبارزه با منکرات و فسادهایی که در آن زمان به هر حال وجود داشته است . . .