فرازهایی از کتاب حماسه حسینی (قسمت دوازدهم)

غنای حادثه کربلا از نظر نقلهای معتبر

 . . . اتفاقاً در میان وقایع تاریخی، کمتر واقعه‌ای است که از نظر نقل‌های معتبر به اندازه حادثه کربلا غنی باشد.

 . . . معتبرین مورخین اسلامی از همان قرن اول و دوم قضایا را با سندهای معتبر نقل کردند و این نقل‌ها با یکدیگر انطباق دارد و به هم نزدیک است . . .

یکی از چیزهایی که سبب شده که متن این حادثه محفوظ بماند

خطبه در آن عصرها حکم اعلامیه را در این عصر داشت. همین طوری که در این عصر در وقایع، مخصوصاً در جنگها، . . . اعلامیه‌های رسمی بهترین چیز است . . . چه قبل از حادثه کربلا چه در خلال حادثه کربلا و چه خطبه‌هایی که بعد اهل بیت در کوفه، در شام و در جاهای دیگر ایراد کردند و اصلاً هدف آن‌ها از این خطبه‌ها این بود که می‌خواستند به مردم اعلام کنند که چه گذشت . . .

در قضیه کربلا سؤال و جواب زیاد شده است. . . در خود کربلا رجز زیاد خوانده شده است، مخصوصاً شخص اباعبدالله.

ماهیت قضیه را همان رجزها می‌تواند نشان بدهد . . .

نامه‌هایی که میان امام و اهل بصره مبادله شده است، نامه‌هایی که خود امام قبلاً برای معاویه . . . نوشته است، که از آن‌جا معلوم می‌شود که امام خودش را برای قیام بعد از معاویه آماده می‌کرده است، . . .

قضایای کربلا قضایای روشنی است و سراسر این قضایا هم افتخارآمیز است، ولی ما آمده‌ایم چهره این حادثه تابناک تاریخی را تا این مقدار مُشوَّه کرده‌ایم! بزرگ‌ترین خیانت‌ها را ما به امام حسین علیه‌السلام کرده‌ایم. اگر امام حسین علیه‌السلام در عالم ظاهر . . . هم بیاید ببیند، به ما چه می‌گوید؟ می‌گوید: آن که در آنجا بود که این نیست؟ . . .

نقل کرده‌اند که در شب عاشورا امام علیه‌السلام اصحاب خودش را در خیمه‌ای «عِنْدَ قِرَبِ الْماءِ» جمع کرد . . .

اول از آن‌ها تجلیل می‌کند: منتهای رضایت را از شما دارم، اصحابی از اصحاب خودم بهتر سراغ ندارم، اهل بیتی از اهل بیت خودم بهتر سراغ ندارم. در عین حال این مطالب را هم حضرت به آن‌ها می‌فرماید . . . همه‌شان به طور دسته جمعی می‌گویند: مگر چنین چیزی ممکن است؟! جواب پیغمبر را چه بدهیم؟ وفا کجا رفت؟ انسانیت کجا رفت؟ محبت و عاطفه کجا رفت؟ آن سخنان پرشوری که آن‌جا گفتند، که واقعاً انسان را به هیجان می‌آورد . . .

آن وقت همین نوجوانی که ما این قدر به او ظلم می‌کنیم، آرزوی او را دامادی می‌دانیم، . . . خودش گفته آرزوی من چیست . . . آقا فرمود: . . . پسرکم، فرزند برادرم، اول بگو مردن، کشته شدن در ذائقه تو چه طعمی دارد؟ فوراً گفت: «احْلی مِن الْعَسَلِ» . . . . . . یعنی برای من آرزویی شیرین‌تر از این آرزو وجود ندارد. ببینید چقدر منظره تکان دهنده است!

و لا حول و لا قوّه الّا بالله العلی العظیم. و صلّی الله علی محمّد و اله الطاهرین، باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجل الاکرم یا الله . . .

سلسله مباحثات استاد ریاحی

کتاب‌خانه قرآن و حدیث مؤسسه

فهرست درختی سایت

باز کردن همه | بستن همه