فرازهایی از کتاب حماسه حسینی (قسمت سیزدهم)

عوامل تحریف:

. . . عامل‌های تحریف بر دو قسم است.

* یک نوع از عامل‌هاست که عامل‌های عمومی است . . . مثلاً همیشه اغراض دشمنان خود یک عاملی است برای اینکه حادثه‌ای را دچار تحریف کند . . . در حادثه کربلا هم این نوع از عامل دخالت داشت، . . .

* عامل دوم، تمایل بشر است به اسطوره سازی و افسانه سازی . . . یک حسی هست که درباره قهرمان‌های ملی و قهرمان‌های دینی افسانه می‌سازد . . . مثلاً می‌گویند بوعلی سینا درباره مردی که از فاصله یک فرسخی می‌آمد گفت این مردی که می‌آید دارد نان . . . چرب می‌خورد . . . در سر یک فرسخی چگونه دیدی؟ می‌گویند بله، نور چشمش آن قدر کارگر بود که گفت من پشه‌هایی را دیدم که دور این نان می‌گردند، فهمیدم که نانش چرب است که پشه دور آن پرواز می‌کند. معلوم است که این داستان افسانه است . . . بافته‌ایم! در این‌که بوعلی مرد خارق العاده‌ای است، بحثی نیست . . . اما مگر افسانه . . . سازها و اسطوره سازها به همین مقدار قناعت کردند؟ . . .

در همین زمینه‌ها گفتند! مثلاً علی علیه‌السلام در جنگ خیبر با مرحب خیبری روبرو شد . . . ضربتش را که فرود آورد، این مرد را دو نیم کرد . . . گفته‌اند به جبرئیل وحی شد: جبرئیل! فوراً به زمین برو، برو که آن غضبی که ما در علی می‌بینیم، اگر شمشیرش فرود بیاید، زمین را دو نیم می‌کند، به گاو و ماهی خواهد رسید، برو بال خودت را در زیر شمشیر علی بگیر، رفت و گرفت. علی علیه‌السلام هم شمشیرش چنان آمد که مرحب آن‌چنان دو نیم شد که اگر در ترازوی مثقالی می‌گذاشتند، این نیمه‌اش با آن نیمه برابر بود. بال جبرئیل که زیر زین اسب [قرار] گرفته بود، از شمشیر علی آسیب دید و مجروح شد. تا چهل شبانه روز جبرئیل نتوانست به . . . آسمان برود، که وقتى به آسمان رفت، خدا از او سؤال کرد: جبرئیل! تو این چهل روز کجا بودى؟ خدایا در زمین بودم، تو به من مأموریت داده بودى. چرا زود برنگشتى؟ شمشیر على که فرود آمد بال مرا مجروح کرد، من این چهل روز مشغول پانسمان بال خودم بودم!

دیگرى مى‌‏گوید: شمشیر على آن‌چنان سریع و نرم آمد، از فرق مرحب گذشت، تا به نمد زین اسب رسید و على شمشیرش را بیرون کشید که خود مرحب هم نفهمید. خیال کرد ضربت کارى نشد. گفت: على! همه زور تو همین بود؟ همه پهلوانى تو همین بود؟ گفت: اگر راست مى‌‏گویى خودت را تکان بده. تا مرحب خودش را تکان داد، یک قسمت از این طرف افتاد، یک قسمت از آن طرف. این‏طور افسانه‌‏ها!.

نوشته‌اند ابوالفضل العباس مردی را پرتاب کرد به هوا، یکی دیگر را پرتاب کرد، . . . یکی دیگر را، تا هشتاد نفر. هشتادمی را که پرتاب کرد، هنوز اولی به زمین نیامده بود. اولی که آمد به زمین دو نیمش کرد، . . .

ملاآقای دربندی در اسرارالشهاده نوشته است عدد لشکریان عمر سعد، سواره آن‌ها ششصد هزار نفر بود، پیاده آن‌ها دو کرور و مجموعشان یک میلیون و ششصدهزار نفر بود، همه هم اهل کوفه بودند. آخر کوفه مگر چقدر بزرگ بود . . .

* عامل سوم یک عامل خصوصی است . . . در خصوص حادثه عاشورا یک عامل بالخصوصی هست که این عامل سبب شده است که در این داستان بالخصوص، جعل واقع بشود. آن عامل چیست؟

پیشوایان دین از زمان پیغمبر اکرم و زمان ائمه اطهار دستور اکید و بلیغ داده‌اند که باید نام حسین بن علی زنده بماند، باید مصیبت حسین بن علی هر سال تجدید بشود، چرا؟ بحث در این «چرا» است . . .

ممکن است کسی بگوید: «این برای این است که تسلی خاطری برای حضرت زهرا باشد.» . . . مگر حضرت زهرا بچه است که بعد از هزار و چهار صد سال هنوز هم دائماً به سر خودش بزند، گریه کند . . .

خواستند مکتب حسین زنده بماند، خواستند حسین سالی یک بار با آن نداهای شیرین و عالی و حماسه انگیزش ظهور پیدا کند . . . خواستند این‌ها زنده بماند، مکتب حسین زنده بماند، تربیت حسینی زنده بماند، پرتوی از روح حسینی در این ملت بتابد . . .

سلسله مباحثات استاد ریاحی

کتاب‌خانه قرآن و حدیث مؤسسه

فهرست درختی سایت

باز کردن همه | بستن همه