فرازهایی از کتاب حماسه حسینی (قسمت شانزدهم)
۳. تحریفات معنوی حادثه کربلا
. . . تحریف لفظی و قالبی و دیگر تحریف معنوی و روحی . . .
تحریف معنوی از تحریف لفظی صد بار خطرناکتر است . . .
معنی «تحریف معنوی»
تحریف معنوی یعنی چه؟ . . . ممکن است ما از لفظ نه کم کنیم و نه زیاد، ولی . . . طوری آن را توجیه و تفسیر کنیم که درست بر خلاف و بر ضد معنی واقعی این جمله باشد . . .
از نقلهای مسلّم است در روزی که مسجد مدینه را بنا میکردند و عمار یاسر فوق العاده تلاش صادقانه میکرد، پیغمبر اکرم به او فرمود: «یا عمار تقتلک الفئه الباغیه». ای عمار! تو را آن دستهایی میکشند که سرکشاند . . . روزی که عمار در لشکر امیرالمؤمنین به دست اصحاب معاویه کشته شد، یک مرتبه فریاد از همه جا بلند شد که حدیث پیغمبر صادق آمد . . . این قضیه تزلزلی در لشکر معاویه ایجاد کرد . . . این جمله پیغمبر درباره عمار قابل انکار نبود. معاویه و اصحابش تصمیم گرفتند دست به یک تحریف معنوی بزنند. وقتی شامیها میآمدند اعتراض میکردند، میگفتند معاویه چه میگویی؟ ما عمار را کشتیم! . . . میگفت اشتباه کردهاید. درست است، پیغمبر فرمود که عمار را آن فئه سرکش، طایفه سرکش، لشکر سرکش میکشد، ولی عمار را که ما نکشتیم! میگفتند: ما کشتیم، لشکریان ما کشتند. میگفت: نه، عمار را علی کشت که او را به اینجا آورد و موجبات کشتنش را فراهم کرد . . .
عمرو عاص دو پسر دارد. یکی . . . اسم او عبدالله است . . . گفت این چه حرفی است که شما میزنید؟ این چه مغلطه کاری است که شما میکنید؟ . . . بنابراین حمزه سید الشهداء را هم پیغمبر کشت، چون حمزه سیدالشهداء هم در لشکر پیغمبر بود که کشته شد. معاویه ناراحت و عصبانی شد، . . .
یک مثال کوچک: شما به منزل کسی میروید به عنوان اینکه از مکه آمده است. انگیزه شما این است که زیارت کردن حاجی مستحب است.
فردی میگوید میدانی فلان کس چرا به خانه فلان شخص رفت؟ میگوییم چرا؟ میگوید او فلان منظور را دارد، میخواهد دختر او را برای پسرش خواستگاری کند یا میخواهد دخترش را به بال پسر فلان کس بچسباند، موضوع مکه را بهانه کرده است. اینطور منظور شما را تحریف میکنند. این را میگویند تحریف معنوی . . .
حسین هدف و منظور خاصی داشت، ما یک هدف و منظور دیگری برای او تراشیدیم . . .