فرازهایی از کتاب حماسه حسینی (قسمت ششم)
کتاب «لؤلؤ و مرجان»
مرحوم حاج میرزا حسین نوری (اعلیاللهمقامه) استاد مرحوم حاج شیخ عباس قمی و مرحوم حاج شیخ علی اکبر نهاوندی در مشهد و مرحوم حاج شیخ محمدباقر بیرجندی محدث – که مرحوم حاج شیخ عباس را همه میشناسیم- بسیار مرد فوق العادهای بوده است، . . . کتابی در همین موضوع منبر نوشته است به نام «لؤلؤ و مرجان» . . . این کتاب با اینکه کتاب کوچکی است، فوق العاده کتاب خوبی است . . .
چنین کتابی شاید در دنیا وجود نداشته باشد. عجیب این مرد تبحّر به خرج داده است! این مردِ بزرگ، در همین کتاب خودش نمونههایی، آن هم نمونههایی از دروغهایی که معمول است و اینها را به این حادثه بزرگ، حادثه تاریخی کربلا، نسبت میدهند ذکر . . . کرده است . . .
این مرد بزرگ صریحاً میگوید: امروز باید عزای حسین را گرفت، اما برای حسین در عصر ما یک عزای جدیدی است که در . . . گذشته نبوده است . . .
. . . در مقدمه کتاب نوشته است که فلان عالم بزرگ از علمای هندوستان نامهای به من نوشته است و از روضههای دروغی که در هندوستان خوانده میشود شکایت کرده و از من خواهش کرده است که یک کاری بکنم، . . .
این عالم هندی خیال کرده که روضه خوانها وقتی به هندوستان میروند دروغ میگویند، نمیداند که آب از سرچشمه گل آلود است، مرکز روضههای دروغ، کربلا و نجف و ایران است. همان مراکز تشیع مرکز روضههای دروغ است . . .
دو مسؤولیت بزرگ مردم
. . . دو مسؤولیت بزرگ، مردم دارند. یک مسؤولیت این است که نهی از منکر بر همه واجب است. وقتی که میفهمید و میدانید – و مردم اغلب هم میدانند- که دروغ است، نباید در آن مجلس بنشینید، که حرام است، بلکه باید مبارزه کنید و دیگر این تمایلی است که صاحب مجلسها و مستمعین به گیراندن مجلس دارند، مجلس باید بگیرد، باید کربلا بشود . . .
یک وقت به یک واعظی گفت: آقا این زهر مارها چیست که میگویید؟ او گفت: غیر از این نمیشود، اگر اینها را نگوییم اصلاً باید در دکان را تخته کنیم و برویم . . .
این انتظاری که مردم برای کربلا شدن دارند. این خودش دروغ ساز است و لهذا غالب جعلیاتی که شده است، مقدمه گریز زدن بوده است . . .