فرازهایی از کتاب حماسه حسینی (قسمت نهم)
(نمونههایی از تحریفات در شکل این حادثه:)
نمونه سوم
یکی از معروفترین قضایا که حتی یک تاریخ به آن گواهی نمیدهد، قصه لیلا مادر حضرت علی اکبر است . . .
یک مورخ نگفته است که لیلا در کربلا بوده است . . . اما چقدر ما روضه لیلا و علی اکبر خواندیم، . . .
حضرت به لیلا فرمود: از جدم شنیدم که دعای مادر در حق فرزند مستجاب است، برو در فلان خیمه خلوت، موهایت را پریشان کن و در حق فرزندت دعا کن، بلکه خداوند این فرزند را سالم به ما برگرداند! . . .
. . . گفت وقتی که حضرت لیلا رفت در آن خیمه و موهایش را پریشان کرد، بعد نذر کرد که اگر خدا علی اکبر را سالم به او برگرداند و در کربلا کشته نشود، از کربلا تا مدینه ریحان بکارد! (سیصد فرسخ راه است.) این را گفت، یک مرتبه زد زیر آواز: «نَذْرٌ عَلَىَّ لَإنْ عادوا وَ انْ رَجَعوا- لَأَزْرَعَنَّ طَریقَ الطَّفِّ رَیْحاناً» (من نذر کردم که اگر اینها برگردند، راه طفّ را ریحان بکارم.) این بیشتر براى من اسباب تعجب شد که این شعر عربى از کجا پیدا شد؟ بعد رفتیم دنبالش گشتیم، دیدیم این طفّى که در این شعر آمده کربلا نیست، «طف» آن سرزمینى بوده که لیلا [معشوق] مجنون عامرى، همین عاشق معروف، در آن سرزمین سکونت مىکرده و این شعر از مجنون است براى لیلى و این آدم این شعر را براى لیلاى مادر على اکبر و براى کربلا مىخوانْد. آخر اگر یک مسیحى یا یک یهودى یا یک آدم لامذهب در آنجا باشد، او که نمىفهمد که اینها را این بابا از خودش جعل کرده، مىگوید تاریخ اینها چه مزخرفاتى دارد! العیاذباللَّه، اینها زنهایشان شعور نداشتند؟ «نذر مىکنم از کربلا تا مدینه ریحان بکارم» یعنى چه؟! . . .