فرازهایی از کتاب حماسه حسینی (قسمت هجدهم)
دو تحریف معنوی در هدف امام حسین علیهالسلام
. . . ما آمدیم یک چیز دیگری گفتیم. دو تا تحریف معنوی بسیار عجیب و ماهرانه در اینجا کردیم. (نمیدانم بگویم ماهرانه یا جاهلانه). یک جا گفتیم حسین بن علی قیام کرد که کشته بشود برای اینکه کفاره گناهان امت باشد . . .
نمیدانیم که این فکر را ما از دنیای مسیحیت گرفتهایم. ملت مسلمان خیلی چیزها را ندانسته از دنیای مسیحیت بر ضد اسلام گرفت . . . میگویند عیسی به دار رفت و این به دار رفتن عیسی کفاره گناه امت شد . . . و الله اگر کسی در روز ماه رمضان روزه داشته باشد و این حرف را به حسین بن علی نسبت بدهد . . . روزهاش باطل است، دروغ بر حسین است . . .
تحریف معنوی دومی که از نظر تفسیر و توجیه حادثه کربلا رخ داد، این بود که گفتند میدانید چرا امام حسین رفت و کشته شد؟ یک دستور خصوصی فقط برای او بود و به او گفتند تو برو خودت را به کشتن بده . . . یعنی قابل پیروی نیست. اگر بگویند حسین چنین کرد، تو چنین بکن! میگوید حسین از یک دستور خصوصی پیروی کرد، به ما مربوط نیست . . .
امام حسین در کمال صراحت فرمود اسلام دینی است که به هیچ مؤمنی – حتی نفرمود به امام – اجازه نمیدهد که در مقابل ظلم و ستم، مفاسد و گناه بیتفاوت بماند . . . (این) خیانتی است به حسین بن علی علیهالسلام. آیا خیانتی از این بالاتر هم در دنیا صورت گرفته است؟
. . . این تحریفهای معنوی خطرناک است. بنابراین ما آمدیم نهضت حسین بن علی را که خود هدف و منظوری داشته است مسخ و تحریف کردیم.
فلسفه دستور ائمه اطهار علیهمالسلام
. . . دیگر، گفتند [علت دستور ائمه علیهمالسلام] چیز دیگری است. امام حسین بیتقصیر در کربلا به دست یک عده مردم تجاوزکار کشته شد، . . . روزی هزار نفر آدم بیتقصیر به دست آدمهای باتقصیر کشته میشوند . . . تأثرآور هم هست، اما آیا این نفله شدنها ارزش دارد که قرنهای زیاد، ده قرن، بیست قرن، سی قرن ادامه پیدا کند؟ . . . [دستور آنها] برای این است که بلکه پرتوی از روح حسین بن علی در روح ما و شما بتابد . . .
سبحان الله! بشر به کجا میرسد، روح بشر چقدر شکست ناپذیر میشود . . . پس چنین حادثهای را باید زنده نگه داشت. حادثهای که یک جمعیت هفتاد و دو نفری، از نظر روحی یک جمعیت سی هزار نفری را شکست دادند.