فرازهایی از کتاب حماسه حسینی (قسمت هشتم)
(نمونههایی از تحریفات در شکل این حادثه:)
نمونه دوم
درباره این ماجرا که قاصدی از قاصدهای کوفه برای اباعبدالله نامه آورده بود، اینطور نقل کردهاند – یعنی اینطور بستهاند، تحریف و جعل کردهاند – که آمد خدمت آقا جواب خواست، آقا فرمود: سه روز دیگر بیا از من جواب بگیر . . . رفت دید آقا خودشان روی یک کرسی مثلاً مرصّعی نشستهاند، بنی هاشم روی کرسیهای چنین و چنان نشستهاند، بعد محملها و عَماریهایی آوردند، چه حریرها، چه دیباجها، چه چیزها در آنجا بود! بعد مخدرات را آوردند با چه احترامی سوار این محملها کردند . . .
امام حسین در حالی که بیرون آمد این آیه را میخواند: «فخرج منها خائفا یترقب» یعنی خودش را در این بیرون آمدن تشبیه میکرد به موسی بن عمران در وقتی که از فرعون فرار میکرد . . .
مگر عظمت اباعبدالله به این است که یک کرسی مثلا زرّین برایش گذاشته باشند؟ یا عظمت خاندان او به این است که سوار محملهایی شده باشند که آنها را از دیباج و حریر پوشانده باشند، . . .