فرازهایی از کتاب حماسه حسینی (قسمت هفتم)
نمونههایی از تحریفات در شکل این حادثه:
نمونه اول
. . . یکی از قضایایی که همه ما شنیدهایم [این است که] راجع به روابط حضرت ابوالفضل و حضرت سیدالشهداء میگویند: روزی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در بالای منبر بود و خطبه میخواند. امام حسین علیهالسلام فرمود: من تشنهام، آب میخواهم، حضرت فرمود: کسی برای فرزندم آب بیاورد. اول کسی که از جا برخاست، کودکی بود که همان حضرت ابوالفضل العباس بود. ایشان رفتند و از مادرشان یک کاسه آب گرفتند و آمدند (آنهم با چه طول و تفصیلی) . . .
میگوید: آیا اصلا این حرف معقول است که یک مرد ۳۳ ساله در حالی که پدرش دارد مردم را موعظه میکند، خطابه میخواند . . . یک دفعه وسط خطابه بدود: آقا من تشنهام، آب میخواهم؟! اگر یک آدم معمولی این کار را بکند، میگویید: چه آدم بیادب بی . . . تربیتی است! . . .
حالا غیر از موضوع دروغ بودنش، از نظر ارزش آیا این شأن امام حسین را بالا میبرد یا پایین میآورد؟ مسلم است که پایین میآورد . . .