چرا عدهای زشت و عدهای زیبا، عدهای سالم و عدهای ناقص و . . . خلق شدهاند.
ن.ا / ۱۹ ساله /لیسانس/تهران
سلام.
و یه سوال دیگه .مگه نمی گن خداوند همه ی ما رو در شرایط یکسان افریده.پس چرا من می بینم که یه عده از همان اول در بک خانواده ثروتمند به دنیا میان ویه عده در خا نواده ی فقیر؟یه عده زیبا و عده ای زشت.عدهای سالم و عده ای ناقص؟
* * *
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند متعال در قرآن میفرماید: پس بشارت ده به بندگان من، آنانکه به سخن گوش فرا مىدهند و بهترین آن را پیروى مىکنند،
اینان کسانی هستند که خدا هدایتشان میکند و اینان همان خردمندانند.
و امام صادق علیهالسلام امر فرمودند: دین را خوب بفهمید زیرا هر که دین را خوب نفهمد مانند اعرابی است.
آقا یا خانم «ن.ا»
سلام علیکم و رحمه الله
امیدوارم همواره در امور خود موفق بوده و چنان کنید که موجب رضایت حق تعالی باشد.
این بار نیز قبل از آنکه عرایض بنده را مطالعه کنید، توجه شما را به مقدمه نامه قبل که با توجه به آیه شریفه فوق و صحیحه ذیل آن نوشته شده بود، جلب میکنم.
اما بعد؛
سوال فرموده بودید که «اینکه میگویند همه یکسان آفریده شدهاند، پس علت زشت و زیبایی یا سالم و ناقص بودن افراد یا ثروتمند و فقیر بودن و . . . چیست؟» در ابتدا باید عرض کنم که سؤال شما دو قسمت دارد ، قسمت اول اینکه «میگویند، همه یکسان آفریده شدهاند» و قسمت دوم «علت زشت و زیبایی یا سالم و ناقص بودن افراد یا ثروتند و فقیر بودن و . . . چیست». اینک به نکات زیر عنایت فرمایید.
در ابتدا ببینیم که آیا همه انسانها یکسان آفریده شدهاند؟
– اینکه میگویند انسانها یکسان آفریده شدهاند، به یک معنا درست و به یک معنا، نادرست است.
– آری همه انسانها از یک گوهر آفریده شدهاند که در آیات و روایات ما به آن اشاره شده است (سعدی نیز ظاهرا به همین مطلب اشاره دارد که «بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند»)، لذا از این جهت انسانها یکسان می باشند.
– در ضمن به نظر میرسد، جزء مسلمات دینی ما باشد که هر چند همه انسانها از یک گوهر آفریده شدهاند و از این نظر یکسان میباشند، اما میتوانند نسبت به یکدیگر فضیلت پیدا کرده و دیگر یکسان نباشند، که تنها مایه فضیلت افراد نسبت به یکدیگر در برابر خداوند متعال، تقوای الهی و مسائل ناشی از آن است. خداون در عبارات پایانی آیه ۳۰ از سوره حجرات میفرماید که: «ان اکرمکم عند الله اتقاکم».
– البته این مواردی که موجب فضیلت انسان در برابر خداوند میشود، قاعدتا باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آن عبارتند از:
۱- انسان در کسب آن، کم یا زیاد مؤثر باشد، لذا مواردی که انسان هیچ تأثیری در کسب آن ندارد، کلا ازاین مقوله خارجاند.
۲- این تحصیل شده انسان، در تقوای الهی موثر باشد.
– البته موضوع بالا، موضوعی درون دینی است و تنها برای کسانی معتبر است که مانند شما اصل وجود خداوند را قبول داشته و متدین به اسلام باشند.
– این نکته را فراموش نفرمایید که مطلب فوق برای خداوند است و متأسفانه برای اکثریتی از انسانها، چنین قاعدهای وجود نداشته و ملاک فضیلت، مسائلی مانند زیبایی، ثروت، سواد، خانواده و . . . است.
– آنچه تا اینجا عرض شد، درباره آن معنایی بود که انسانها، یکسان آفریده شدهاند.
– اما از جهت دیگر میتوان گفت که انسانها یکسان آفرید نشدهاند و آن به جهت تفاوت در خلقت آنهاست. افراد بشر در نژادها، رنگ ها، جنسیتهای مختلف و در کل، شرایط ظاهری متفاوت آفریده شدهاند. در همان آیه ۳۰ سوره حجرات که در اواخر آن آمده بود: «ان اکرمکم عند الله اتقاکم»، آمده است که «یا ایها الناس! انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلنا شعوبا و قبائل لتعارفوا» و در پایان همین آیه میفرماید که «ان الله علیم خبیر».
– ممکن است برخی به نظر ما زیبا و برخی زشت باشند. برخی سالم پا به این دنیا گذاشته باشند و برخی ناقص وارد جهان شده باشند. برخی در خانوادهای ثروتمند و برخی در خانواده ای فقیر متولد شده باشند و از این گونه موارد که البته با این موضوع هم خواهیم پرداخت.
– لذا مقدمه مطلب «اینکه میگویند همه یکسان آفریده شدهاند»، از این منظر از ریشه باطل است.
– شاید یکی از دلایل تصور نادرست درباره اینگونه موضوعات اشتباه در معنای عدل باشد که با مساوات اشتباه می شود. عدل یعنی قرار دادن هر چیزی در جای خود ولی مساوات به معنای مساوی بودن به طور مطلق است. با این تعریف می بینیم که عدل همیشه خوب است اما مساوات گاهی از اوقات خوب و گاهی نیز کاملا غلط و حتی میتواند مصداق ظلم باشد. اگر با این تعریف به پدیدهها نگاه کنیم، بسیاری از سؤالات خود به خود جواب داده میشود.
حال بپردازیم به این که چرا افراد متفاوت آفریده شدهاند؟
– عموم موارد مورد سوال، مسائلی نسبی هستند، یعنی زیبایی زمانی معنی دارد که زشتی وجود داشته باشد و بر عکس، ثروت وقتی مفهوم دارد که فقری وجود داشته باشد و امثال این موارد.
– در ضمن خود زیبایی و ثروت و مانند آن نیز نسبی است یعنی هر فرد نسبت به افراد ثروتمندتر از خود، فقیرتر و نسبت به افراد فقیرتر از خود، ثروتمندتر است. در مورد زشتی و زیبایی و موارد مشابه هم، چنین است.
– اینگونه که جامعهشناسها اصرار دارند و عقل نیز تأیید کرده و آیات و روایات هم بیان شده است، لازمه یک جامعه یا به تعبیری لازمه خلقت، تنوع و تفاوت مخلوقات از هر نوعی است.
– حال میدانیم هنگامی که تفاوت و تنوع در بین مخلوقات وجود داشت، طبیعتا نسبیت هم وجود دارد و وقتی که نسبیت وجود داشت، مقایسه به وجود میآید.
– و در صورت وجود تفاوت بین افراد، طبیعتا ممکن است که عدهای از آنچه هستند، راضی نباشند. خصوصا وقتی که ذات انسان در همه چیز حتی مسائل ظاهری کمالجو و زیاده طلب است (حال میخواهد که این زیادهطلبی مثبت باشد یا منفی). یعنی میخواهد همواره زیباترین، قروتمندترین، ثروتمندترین و . . . باشد. البته لازمه خود این کمالجویی نیز وجود تفاوتها است.
– نهایتا آن که به نظر میرسد، تفاوت در خلقت که گاهی خوشایند برخی از مخلوقات نیست، لازمه خلقت است و اگر چنین نبود با حکمت خداوند متعال در تنافی بود.
– علی ای حال با توجه با آنکه خداوند حکیم، عادل نیز هست، مقتضای عدالتش حُکم میکند که اینگونه مسائل ظاهری در فضیلت انسانها در برابر او تأثیری نداشته و حتی مطالبه خداوند نسبت به افراد متناسب با شرایط آنها باشد. یعنی مثلا مطالبه خداوند عادل حکیم از افراد ثروتمند نسبت به افراد فقیر یا از افراد سالم نسبت به کسانی که نقصی دارند، متفاوت است.
گروه تحقیقاتی علوم و معارف اسلامی احتجاج